X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : دوشنبه 9 دی‌ماه سال 1392 | 08:19 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

وقتی ماه محرم از راه می رسد ، قلبمان در سینه تندتر می زند ؛ گویا قصد پرواز دارد .

گویی این قلب دیگر متعلق به تو نیست ، از جایی دیگر به این حجم کوچک تبعید شده است .

وای خدای من چه شور و چه غوغایی ، همه حسین گویان به عشق مولا عزادارند .

این روزها دیگر کوچک و بزرگ معنا ندارد ، همه ماتم دارند ، همه از مظلومیت می گویند...

همه می داند بر سر طفل بی گناه چه آوردند .

آخر کینه تا به کجا ؟؟؟

کاش آن روز در کربلا بودیم ....

کاش جرعه ای آب بود ....

کاش مردانگی و آزادگی کاروان سبز کربلا در همان زمان به چشم کافران می آمد ...

راستی اگر ما در کربلا بودیم ، چه می کردیم ؟؟؟











تاریخ : دوشنبه 27 آبان‌ماه سال 1392 | 06:04 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (2)
 

پروردگار من، گناهانم زبانِ مرا بند آورده و رشته‌ی سخنم را از هم گسسته است و من عذری اقامه نتوانم کرد. پس همچنان اسیرِ گرفتاری و گروگانِ کردار خویشتنم. در میان گناهان سرگردانم، و از مقصد خود بیراه شده‌ام و دستم از چاره کوتاه است…

ای مولای من، بر من رحمت آور که به صورت بر زمین افتاده‌ام و از راه لغزیده‌ام. به حِلم خود از نادانی‌ام درگذر، و به احسان خود از بدکرداری‌ام، که به گناه خود اقرار دارم و به خطای خود معترفم. اینک این دست من و این سَرِ من که برای قصاص از خود آن را با فروتنی تسلیم کرده‌ام. بر پیری‌ام و پایان گرفتنِ روزگارم و نزدیک شدنِ مرگم و ناتوانی و درویشی و بیچارگی‌ام رحمت آور.

مولای من، به من رحم کن آن گاه که پایم از دنیا بریده شود، و یادم از خاطر آفریدگان برود، و همچون کسی که یکباره از یاد رفته است، به جمع فراموشان درآیم.

مولای من، آن گاه که چهره و حالتم دگرگون شود و جسمم بپوسد و اندامم پاره گردد و بندبند وجودم از هم بگسلد، بر من رحمت آور، که وای بر غفلت من از آنچه در پیش رو دارم.

دعای پنجاه و سوم صحیفه سجادیه

روزنامه اطلاعات



تاریخ : جمعه 17 آبان‌ماه سال 1392 | 09:57 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)
خلاصه دیروز مراسم انتخابات دانش آموزی در مدرسه ما هم برگزار شد. این مراسم برای بچه ها خیلی مهم بود.
به چند علت ، اول اینکه اجازه ی رای دادن و انتخاب مسولین شورای دانش آموزی مدرسه رو داشتند و دومین قسمت قضیه مربوط به کاندیداهای محترم بود که ضمن فراگیری آداب و رسوم تبلیغات سالم و نیز در صورت انتخاب شدنشون باید یادشون باشه که به قول هاشون عمل کنند.
 و همچنین آن ها با نحوه ی اداره و همکاری در امور مدرسه به خوبی آشنا می شوند که انشاءالله در آینده ، شاهد حضور این عزیزان در عرصه های مهم باشیم.










تاریخ : پنج‌شنبه 2 آبان‌ماه سال 1392 | 02:46 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (1)



برچسب‌ها: زندگی، زیبا، باران، نسیم، رویا
تاریخ : سه‌شنبه 16 مهر‌ماه سال 1392 | 07:00 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (4)

افراد چپ دست در زمینه استفاده همزمان از هر دو نیمکره مغز خود توانایی بیشتری دارند و به همین دلیل در کارهایی که نیازمند هر دو نیمکره مغز هستند، از افراد راست دست ماهرتر هستند.


به گزارش افکارنیوز، از قدیم و ندیم همیشه این بحث در بین مردم مطرح بوده است که تفاوت بین انسان‌های چپ‌دست و راست‌دست چیست. در این بین برخی از افراد معتقدند که راست‌دست‌ها باهوش‌ترند و برخی دیگر چپ دست‌ها را زرنگ‌تر می‌دانند.

این در حالی است که نتیجه تحقیقات برخی محققان نشان می‌دهد، افراد چپ دست سرعت‌عمل بیشتری دارند، البته این سرعت‌عمل بیشتر در بازی‌های رایانه‌ای و حرکات ورزشی نمود پیدا می‌کند.

دانشمندان در توجیه این مسئله می‌گویند، انسان‌ها در هنگام انجام کارهایی مانند بازی‌های رایانه‌ای، رانندگی در ترافیک و نیز بازی‌های ورزشی که به سرعت بالا و پردازش حجم زیاد اطلاعات نیاز دارند، از هر دو نیمکره مغز خود استفاده می‌کنند.

اما افراد چپ دست در زمینه استفاده همزمان از هر دو نیمکره مغز خود توانایی بیشتری دارند و به همین دلیل در کارهایی که نیازمند هر دو نیمکره مغز هستند، از افراد راست دست ماهرتر هستند.



تاریخ : سه‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1392 | 06:19 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (3)

دیگر کم کم به شروع مهر و مدرسه نزدیک می شویم. 

تقریبا تمام بچه ها خرید مدرسه شون رو انجام دادند و آماده هستند تا با تمام انرژی یک سال پر تلاش رو آغاز کنند .

اما یادمون باشه بعضی از بچه ها تو کشور عزیزمون با تمام استعدادهاشون نمی تونن در مدرسه باشند.

چرا؟

بعضی ها به دلیل کمبود امکانات در منطقه زندگیشون فقط چند سالی رو درس می خوانند و بعد مجبور به ترک تحصیل می شوند.

و اما بعضی دیگه به علت نداشتن توانایی مالی مناسب خانواده هاشون از تحصیل محروم هستند.

این بچه ها رو فراموش نکنید ، زمانی که برای خودتون یک دفتر و مداد می خرید به یاد این دوستان کوچولوی خودتون هم باشید.




تاریخ : جمعه 29 شهریور‌ماه سال 1392 | 10:59 ق.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (1)

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را


زیرا خوشی آن است که تو می خواهی


و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد...



برچسب‌ها: خدا
تاریخ : یکشنبه 24 شهریور‌ماه سال 1392 | 02:16 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)
این قدر دوست دارم ، جای این افراد باشم و چنین حسی رو امتحان کنم . البته با رعایت تمام نکات ایمنی .
خب زندگی رو هم خیلی دوست دارم .


برچسب‌ها: ورزش
تاریخ : شنبه 16 شهریور‌ماه سال 1392 | 06:52 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

دیگر کم کم صدای پایش را می شنوم . صدای پای ماه دوستی ها ، مهر را می گویم .

هیاهو ، شور ، شوق ، اشتیاق و زنگ مدرسه ها همه مرا به خود می خوانند .

بوی خاک باران خورده . طی مسیر مدرسه در سرما و گرما ...

روزهای پر از هدف و تلاش . تلاشی برای آینده خودمان . فرقی نمی کند معلم باشی ، استاد و یا دانش آموز و دانشجو . هر چه که هست ، هدف داری برای خودت ، برای آینده ات .

این به این معنا نیست که در تابستان این اهداف را گم کرده ای ؛ نه ، هرگز .

فقط کمی ، کم رنگ شده اند .

چرا ؟ چون به کمی استراحت نیاز داری .

استراحتِ همراه با تفکر . مرور گذشته و رفع نقص های شخصی . کامل شدن و رسیدن به نقطه اوج برای شروعی دوباره ، با انگیزه و توان بیشتر .

تابستان با همه گرما و شور و شادی ، بی خیالی ها و سفرها رو به اتمام است . تابستانی که در اواسط خرداد با همه وجود منتظرش بودیم ؛ اینک روزها و لحظه های آخر خود را نفس نفس زنان می گذراند .

چند هفته ای می شود که شهرها و بازارها رنگ و بویی دیگر گرفته اند . لحظه های آخر مسافرت های تابستانه ، شوق خرید مدارس . همه و همه حال و هوای خود را دارد .

کاش من هم کودکی بودم و در این هیاهوها گم می شدم . لحظه ای برای خود بودم . وای که این عمر چه زود می گذرد ، های دنیا ، قدری درنگ کن ؛ تاب نفس کشیدن ندارم ، قدری دست بدار .

در پس این دلتنگی ها تنها به چیزی دل بسته ام که امید را در دلم روشن و زنده نگاه می دارد ؛ و آن هم آمدن مهر و بودن میان کودکانی پر از نشاط است ، کودکانی که با نگاهشان تو را پر از محبت و انرژی می کنند .

کودکانی که با تمام شیطنتهایشان خسته ات می کنند ولی تو بعد از لحظه ای ابرو در هم کشیدن به آن ها لبخند می زنی ؛ چرا ؟ آخر قلبشان کوچک است و شاید قلب تو کوچک تر از آن ها. گاهی وقت ها هنگام عصر نمی توانی بر روی پایت بند باشی اما باز هم شوق فرا رسیدن صبح دیگر و حضور میان این همه انرژی را داری .


نمی دانم چرا ، اما احساس می کنم می توانم کودکیم را در میان کودکانی که قلبشان از آب زلال تر است بیابم و دوباره کودک بشوم ، کودکی را از سر بگیرم . نو شوم ، زنده شوم ...

منتظرم ، بی صبرانه منتظرم ...

 



تاریخ : سه‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1392 | 10:39 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)


تاریخ : جمعه 18 مرداد‌ماه سال 1392 | 01:57 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (2)
1 2 >>
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • آذر دانلود