X
تبلیغات
رایتل

دیروز تو جشن به من که خیلی خوش گذشت . اما شما رو نمی دونم . فیلم و عکسش انشاءالله به زودی ثبت می شه . دیروز جای پسر گلم محمد صیاد خیلی خالی بود . شنیدم براش اتفاقی افتاده که امیدوارم هرچه زودتر خوب بشه و شنبه صبح تو کلاس ببینمش. محمد جان منتظرتم.



تاریخ : پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1391 | 12:59 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (1)

پسرهای عزیزم سلام. 

رسیدن شب یلدا رو به همه ی شما تبریک می گم . انشاءالله به صد شب یلدا زنده باشید و سلامت. 

در ضمن فراموشتون نشه امشب بلندترین شب ساله . می دونید چه قدراز بقیه شب ها طولانی تره ؟ خیلی کم . در حدود یک دقیقه .  

ببینید که این یک دقیقه چه قدر باارزشه و ماایرانی هااون رو جشن می گیریم و سعی می کنیم در کنار هم باشیم تا دوستی هامون همیشه برقرار باشه .  

یادتون باشه این روزها و لحظات از بهترین لحظات عمرماست . پس مواظب خوبی هاتون باشید .  

دوستون دارم خیلی زیاد .  

(بچه ها یواشکی می گم که کسی نشنوه . امشب پرخوری نکنیدها. از ما گفتن بود و از شما ...)

درا که در دل خسته توان در آید باز                        بیا که در تن مرده روان در آید باز 

بیا که فرقت تو چشم من چنان دربست              که فتح باب وصالت مگر گشاید باز 

به امید ظهور آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه شریف) 

 

 

 

از همین جا هم به همه ی دوستان و همکاران این شب زیبا رو تبریک می گم . امیدوارم هر جای این آب و خاک پاک هستید سلامت و تندرست و پیروز باشید.



تاریخ : پنج‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1391 | 12:54 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

من علی آل سالکویه هستم . روزی من یک سئوال ریاضی را بلد نبودم و معلم ما در حال بررسی دفترهای ریاضی بود . دوستم آروین جعفری دید که من آن سئوال را بلد نیستم به من کمک کرد تا آن را جواب بدهم . من هم بعد به خانم گفتم . و همچنین از دوستم تشکر کردم .  

 

 

محمد رضا عبدی : یادش به خیر آقای نباتی شغل گاهی به شوخی ما را نیشگون می گرفت . خدا رحمتشان کند . روحشان شاد .  

 

 

نیما کریم آبادی : امروز زنگ اول وقتی داشتیم دفتر املاها رو می گرفتیم ؛ مبین کلمه ی آمبولانس رو اشتباه نوشته بود و دو تایی با هم خندیدیم. مبین بیش تر از همه خندید . (آبولانس !!!)



تاریخ : دوشنبه 27 آذر‌ماه سال 1391 | 06:50 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

از این به بعد تصمیم دارم هرچند وقت یک بار براتون چند سئوال بنویسم که در اصل یک نوع بازی هست اما از نوع فکری . 

امیدوارم خوشتون بیاد .  

فعلا این یکی رو داشته باشید تا بعد .  

 

کدام یک از این شکل‌ها را می‌توانید بدون این که مدادتان را از روی کاغذ بردارید یا از یک خط بیش از 2 بار عبور کنید، روی سطح کاغذ رسم کنید؟   

 

  

 

 

 

منبع : وب سایت همبازی



تاریخ : جمعه 24 آذر‌ماه سال 1391 | 12:15 ق.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

بخش چهارم - نور و رنگ

نور یکی از انرژی های مهم است. جایی که نور نباشد تاریک است و ما بدون نور نمی توانیم چیزی را ببینیم. برای اینکه جسمی دیده شود باید به آن نور بتابد، نوری که به جسم می تابد، از سطح آن بازتابش پیدا می کند. اگر نور بازتابش شده به چشم ما برسد، آن جسم را می بینیم. خورشید یک چشمه نور طبیعی است و بعضی از چشمه های نور مصنوعی هستند و انسان آنها را به وجود آورده مانند چراغ های روغنی و نفتی قدیمی.رنگ های نور:نوری که ازخورشید به زمین می رسد، از رنگ های گوناگونی تشکیل شده است. در آزمایشگاه نور را به کمک وسیله ای به نام منشور می توان تجزیه کرد. یعنی رنگ های مختلف را می توان از هم جدا کرد. منشور یک قطعه شیشه ای است.حتماً دیده اید که پس از باران هوا آفتابی می شود و نور خورشید به ذره های ریز آب که هنوز در هوا وجود دارند می تابد. ذره های ریز آب هم مثل منشور، نور خورشید را تجزیه می کنند و رنگین کمال را به وجود می آورند. در واقع ذره های ریز آب باران در هوا، در روزهای آفتابی موجب تجزیه نور و ایجاد رنگین کمال می شود.

ذره بین چیست؟
معمولاً ذره بین ها را از شیشه و به شکل عدس می سازند. از این رو به آنها عدسی نیز می گویند. در صورت تابش نور خورشید به ذره بین، عدسی نور خورشید را در یک نقطه جمع می کند و به همین دلیل گرمای زیادی به وجود می آید. به این نقطه کانون عدسی می گویند. ممکن است در صورتی که کاغذی را روی کانون عدسی قرار دهیم، گرمای خورشید کاغذ را بسوزاند. به کمک عدسی هایی می توانیم تصویر اجسام را روی پرده نمایش دهیم.کاربرد عدسی ها
عدسی ها در وسایل مختلفی مثل عینک های طبی، میکروسکوپ، تلسکوپ و دوربین های عکاسی استفاده می شوند. سطح عدسی ممکن است مثل آینه برآمده یا فرو رفته باشد. ولی مثل آینه های صاف نیست.

پرسش های بخش 4
1-
کدام گروه چشمه ها ی مصنوعی نور می باشند؟

1- شمع، چراغ نفتی، ستارگان
2-
شمع، لامپ نورانی، چراغ نفتی
3-
شمع، خورشید، ماه
4-
ستارگان، ماه، چراغ نفتی

2- کدامیک شبیه عدسی کار می کند؟

1- آینه های محدب
2-
آینه تخت
3-
لامپ روشنایی
4-
کوره آفتابی

3- تجزیه نور یعنی؟

1- مولکول های آن را از هم جدا کنیم.
2-
استفاده از منشور.
3-
رنگ های مختلف آن را از هم جدا کنیم.
4-
نور خورشید را با عدسی در یک نقطه جمع کنیم.

4- چگونه می توانیم رنگ های مختلف نور را ببینیم؟

1- به وسیله عدسی
2-
به وسیله تلسکوپ
3-
به وسیله دوربین
4-
به وسیله پاشیدن آب آب پاش به هوا

5- کدامیک از اجسام زیر شبیه عدسی عمل می کند؟

1- تنگ شیشه ای آب
2-
آینه
3-
سطح آب
4-
بشقاب چینی

 

سؤالات تشریحی
1-
دیدن اجسام چگونه امکان پذیر می شود؟

به وسیله نور

2- در چه صورت بازتابش نور تصویر ایجاد می کند؟

در صورتی که نور بازتابش شده به چشم ما برسد، تصویر درست می شود.

3- آیا زمین و ماه نیز چشمه های نور هستند؟

خیر

4- آیا مقدار نور چشمه های طبیعی را می توانیم به دلخواه کم یا زیاد کنیم؟

خیر، نمی توانیم ولی با استفاده از وسایلی مانند عینک آفتابی، پرده و سایبان می توانیم خود را از بازتابش شدید نور در امان نگه داریم.

5- ذره بین چیست؟ کانون عدسی کجاست؟

ذره بین شیشه ای است که به شکل عدسی ساخته می شود و موجب دیدن چیزهای دور و نزدیک می شود .نقطه ای که عدسی می تواند تمام نورهای تابیده شده را در آنجا جمع کند.

6- نور پس از گذشتن از شیشه و آب چه تغییری می کند؟

می شکند و تجزیه می شود.

7- در چه وسایلی از عدسی استفاده می شود؟

دوربین، میکروسکوپ، تلسکوپ، دوربین عکاسی و عینک طبی.

8- نور سفید به چه رنگ هایی تجزیه می شود؟

قرمز، نارنجی، سبز، زرد، آبی، نیلی، بنفش

9- بین کوره آفتابی و ذره بین چه شباهت هایی وجود دارد؟

هر دو نور خورشید را به صورت انرژی گرمایی ذخیره می کنند.



تاریخ : جمعه 17 آذر‌ماه سال 1391 | 07:34 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (4)

فصل چهارم علوم ما مربوط به نور هست .  در همین زمینه آزمایش ها و فعالیت های گوناگونی در کتاب بیان شده . چندی پیش در جست و جوی اینترنتی به یک آزمایش جالب برخوردم .  

فایلش رو براتون گذاشتم امیدوارم با مطالعه و انجام این آزمایش به نتیجه ی دلخواه برسید و همچنین به پدیده های اطرافتون بیش تر دقت کنید. 

رنگین کمان بسازیم.

(با استفاده از چشمه ی نور مصنوعی هم می شه رنگین کمان ساخت. )

 

http://s2.picofile.com/file/7571231826/oloom_noor.pdf.html



تاریخ : شنبه 11 آذر‌ماه سال 1391 | 07:55 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید
تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم
پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچههای جامههای وصلهدار
بچههای دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک میشدیم
لا اقل یک روز کودک میشدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر
ای دبستانیترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن



تاریخ : پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1391 | 07:18 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (1)

مورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت و نزدیک کندوی عسل رسید. از بوی عسل دهانش آب افتاد ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد. دست و پایش لیز می خورد و می افتاد...
هوس عسل او را به صدا درآورد و فریاد زد: ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم.
یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت: مبادا بروی ها... کندو خیلی خطر دارد!
مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد...!
بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است.
مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم.
بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند.
مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!!
بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار، من بالدارم، تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی...
مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان، اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن. من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید!
بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم.
مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن. من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت.
بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید: یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد.
مگسی سر رسید و گفت: بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم...
مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!!
مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت...
مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی، چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود، چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند...!
مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت تا رسید به میان حوضچه عسل، و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند...
مور را چون با عسل افتاد کار            دست و پایش در عسل شد استوار
از تپیدن سست شد پیوند او              دست و پا زد، سخت تر شد بند او
هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد: عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید. اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!
گر جوی دادم دو جو اکنون دهم            تا از این درماندگی بیرون جهم
مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت: نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است...
این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری. مگس همدرد مورچه نیست و نمی تواند دوست خیرخواه او باشد...



تاریخ : پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1391 | 07:14 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)

توی این مدت که گذشت . تولد سه تا از پسرهای گلم بود که برای دوستانشون شیرینی و شکلات آوردند. 

من و بقیه بچه ها براشون آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت داریم .   

محمد امین 

 

 

 

مهیار  

 

 

 

 

  

آریان  

 

  

 

 



تاریخ : پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1391 | 06:43 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (5)

بخش سوم - ماشین ها

آموختیم که وقتی جسمی را می کشیم یا حرکت می دهیم، به آن نیرو وارد می کنیم و بدون وارد کردن نیرو، نمی توانیم اجسام را به حرکت در آوریم. مقدار نیرویی که برای انجام کارها ی مختلف صورت می گیرد با هم فرق دارد.بشر برای انجام و حرکت اجسام سنگین از فکر خود بهره می گیرد تا از وسیله و ابزاری بهره برد که بتواند هر کاری را آسان تر انجام دهد. ابزاری که استفاده از آنها باعث می شود تا کارها آسان تر انجام شود ماشین نامیده می شود. ماشین ها ممکن است ساختمانی پیچیده داشته باشند و یا ساختمانی ساده داشته باشند مانند قرقره، سطح شیب دار، اهرم و غیره.اهرم چیست؟
اهرم ها نوعی از ماشین های ساده هستند که با آنها می توانیم کارها را آسان تر انجام دهیم. با کمک اهرم می توان چیزهای سنگین را آسان تر جابه جا کرد. اهرم ها شکل های مختلف دارند. در بسیاری از ابزارها و وسایل که ما استفاده می کنیم نوعی اهرم وجود دارد مانند الا کلنگ.  

هر اهرم سه قسمت دارد:
۱.  
تکیه گاه
۲.  
قسمتی که به آن نیرو وارد می کنیم
۳.  
قسمتی که اهرم بر جسم نیرو وارد می کند. 

 تکیه گاه ممکن است بین دو قسمت دیگر قرار گیرد. به طور کلی در وسایل مختلف محل تکیه گاه تغییر می کند.سطح شیب دار 

سطح شیب دار نیز ساختمان ساده ای دارد که با استفاده از نیروی کشش زمین اجسام سنگین را به طرف پائین می کشد. نوعی سطح شیب دار سُرسُره است.ماشین چیست؟
به وسایلی مانند اهرم و سطح شیب دار که انجام دادن کارها را آسان تر می کند ماشین گفته می شود. بعضی ماشین ها ساده اند مثل قرقره، پیچ گوشتی و غیره. ساختمان بعضی از ماشین ها پیچیده است. هر ماشین پیچیده از به هم پیوستن ماشین های ساده صورت می گیرد. مانند ماشین لباسشوئی و چرخ گوشت.ماشین ها نیروی خود را از کجا به دست می آورند؟
گفتیم که برای به حرکت در آوردن اجسام نیرو لازم است. گاهی این نیرو را توسط انسان تأمین می کنند مانند کارگری که سطل پر از قیر را به بالا می برد. و گاهی تنها نیروی ماهیچه ما کافی نیست به همین دلیل باید به فکر منابع دیگر نیرو باشیم.استفاده از انرژی الکتریکی :
انرژی الکتریکی از مهم ترین انرژی هاست. به وسیله ای که انرژی الکتریکی را به انرژی حرکتی تبدیل می کند موتور الکتریکی می گویند. اگر موتور الکتریکی را به جریان برق وصل کنیم می تواند اجسام را به حرکت در آورد. مانند چرخ گوشت و سشوار .

پرسش های بخش 3


در جای خالی کلمات مناسب بنویسید.

1.      هر چه طول سطح شیب دار کم تر باشد، برای بالا بردن جسم نیروی بیشتری نیاز داریم.

2.       ما از انرژی الکتریکی برای تولید نور و گرما و حرکت استفاده می کنیم.

3.      همه وسایل الکتریکی دارای موتور الکتریکی نیستند.

4.      از موتورهای الکتریکی ساده می توان به آرمیچر اشاره کرد.

5.      پس اگر نیرو نداشته باشیم نمی توانیم اجسام را به حرکت در آوریم.

6.      یکی از انرژی هایی که در ماشین پیچیده مورد استفاده قرار می گیرد، انرژی الکتریکی است.

سؤالات تشریحی

1.      در چه صورت جسمی که ساکن است حرکت می کند؟

وقتی که به آن نیرویی وارد شود.

2.      ماشین چیست؟

به وسایلی که انجام دادن کارها را برای ما آسان می کند ماشین گفته می شود.

3.      اهرم چیست و از چه قسمت هایی ساخته شده است؟

میله ای است که از آن برای بالا بردن اجسام استفاده می شود. تکیه گاه قسمتی که بر آن نیرو وارد می کنیم. قسمتی که اهرم بر جسم نیرو وارد می کند.

4.      کدام قسمت از بدن ما مانند اهرم کار می کند؟

بازوها هنگام برداشتن بار سنگین، استخوان های پا هنگامی که با پا در توپ حرکت ایجاد می کنیم. در تمام این حرکات مفصل ها مثل تکیه گاه اهرم هستند و استخوان ها مثل میله های اهرم عمل می کنند.

5.       سطح شیب دار چگونه حرکت دادن اجسام را آسان می کند؟

به وسیله نیروی کشش زمین اجسام سنگین را به طرف پائین می کشد.

6.      ماشین های ساده را نام ببرید؟

قرقره ها، اهرم ها و سطح شیب دار.

7.      در ساختمان ماشین های پیچیده چه چیزهایی استفاده می شود؟

از چرخ دنده ها و قطعه های گوناگون فلزی و ماشین های ساده.

8.       موتورهای الکتریکی را شرح دهید؟

وسیله ای است که با جریان برق کار می کند و انرژی الکتریکی را به حرکت تبدیل می کند.

9.      در چه صورت می توانیم موتور الکتریکی قوی تری بسازیم؟

هر چه تعداد سیم پیچ ها بیشتر باشد، موتور الکتریکی قوی تری درست می شود.



تاریخ : چهارشنبه 8 آذر‌ماه سال 1391 | 09:44 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (2)

اهمییت تغییرات شیمیایی :

بشر با توجه به نیازهای خود دست به ساخت موادی می زند که آن مواد خصوصیات مورد نظر را داشته باشند . مثلا ساخت موادی که در مقابل خوردگی مقاوم اند و زنگ نزنند و دوام بیش تری داشته باشند . یا موادی که در طبیعت قابلیت بازیافت داشته باشند و آلودگی ایجاد نکنند و این به نوع استفاده از ماده ی مورد نظر بستگی دارد .

امروزه به وسیله همین تغییرات ، مواد بسیار با ارزش و جالبی ساخته می شود به عنوان نمونه  (نی نی نول) ، آلیاژی از دو عنصر نیکل و تیتانیوم است ؛ که به نام فلز با حافظه خوانده می شود . این ماده در صورت له شدن با آب جوش به حالت اولیه باز گشته و در ساخت عینک و بدنه اتومبیل کاربرد دارد.



تاریخ : پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1391 | 12:44 ب.ظ | چاپ | نویسنده: درویشی | نظرات (0)
1 2 >>
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

  • آذر دانلود